آخماتوا
صدای انسان هرگز به گوش نمی رسد
تنها بادهای عصر سنگی
بر دروازه های سیاه می کوبند
اینجا گویی
در زیر این آسمان
تنها من زنده مانده ام
.......
صدای انسان هرگز به گوش نمی رسد
تنها بادهای عصر سنگی
بر دروازه های سیاه می کوبند
اینجا گویی
در زیر این آسمان
تنها من زنده مانده ام
.......
کتاب "عصر بازی "خواندنی و از چند جهت قابل توجه است .اینکه پس از سال ها کسی بازی رایانه ای را به عنوان یک رسانه جدی بگیرد و کتابی در باب آن تالیف (نه صرفا ترجمه )کند بااهمیت است.نثر کتاب نسبتا ساده و روان است و در ابتدای مقدمه آن جمله ای نقل شده که مخاطب را به خواندن کتاب ترغیب می کند "درست در زیر بینی ما عصر اطلاعات دارد تبدیل به عصر بازی می شود".
در مقدمه این کتاب آمده است"بازیهای ویدئویی و رایانهای ما را وارد عصری جدید کردهاند؛ عصری که میتوان آن را عصرِ بازی نامید. در این عصر، بازیها نه تنها ابزاری برای سرگرمی و آموزش به شمار میروند، بلکه بر دیگر جنبههای فرهنگ نیز تأثیر میگذارند. به طوری که عدهای از نظریهپردازان از «بازیگونه شدن فرهنگ» سخن گفتهاند. منظور از بازیگونه شدن فرهنگ آن است که چگونه به کمک و در جریان بازیهای ویدئویی و رایانهای فرهنگ جوامع معاصر ساخته میشود. شیفتگی و مسحورشدن بسیارِ کودکان و نوجوانان به این ابزار جدید، نشان از آن دارد که بازیها به ابزاری جدید برای جامعهپذیری و شکلگیری هویت آنان تبدیل شدهاند. "
نویسنده معتقد است تنها در "بازی " است که ما به معنای واقعی زندگی نوینی را تجربه می کنیم همین که بازی را راه می اندازیم و اندکی در آن به پیش می رویم از یاد می بریم که در حال بازی و به معنای گسترده تر زندگی در فضای غیر واقعی بازی هستیم. فضای مجازی بازی بسادگی فریبمان می دهد و ناگهان خودمان را وسط معرکه می یابیم .انگار نظیر شخصیت های درون بازی ما هم وارد بازی شده ایم و در حال تعامل با آنها هستیم .این وِیژگی بازی آنچنان گیرا است که در برخی از بازی ها کاملا فریب آن را می خوریم."
مسعود کوثری ،نویسنده کتاب عصر بازی در مراسم رونمایی کتاب عنوان می کند"روزگاری را می بینم که ما با کمک عکس های خانوادگی خود از موسسات بازی سازی تقاضا می کنیم تا بازی داستان زندگی ما را بسازند تا ما زندگی خود را شیرین بازی کنیم...."
او معتقد است عصر بازی تمدن ایرانی را از نو تجربه خواهد کرد.بازی جذابیتی دارد که هیچ رسانه دیگری ندارد و ما باید به سمت این لذت حرکت کنیم.
کوثری برخورد با بازی های رایانه ای را در سه دوره تفکیک می کند دوره اول دوره هراس ها و بدیبینی به بازی رایانه ای است دوره دوم دوره بازنگری و خوش بینی است و دوره سوم مقایسه داده های این دو دوره برای رسیدن به واقع بینی است.
او معتقد است ما در ایران در دوره نخست در برخورد با بازی های رایانه ای هستیم در حالیکه جهان در انتهای دوره دوم قرار دارد.
با خوشرویی درخواست ما را میپذیرد ،واژگان را شمرده شمرده بر میگزیند ، لبخند همیشگی اش را حفظ میکند و با آرامش در خصوص موضوعی سخن میراند که در طول تاریخ جنجالها به پا کرده است.از توسعه می گوید همان مفهومی که عمری را صرف آن کرده؛ سر کلاس هایش از آن گفته ، در مقالاتش از آن نوشته اما باز هم دغدغه همیشگی اش است.گویی این دغدغه را پایانی نیست.
استاد سرشناس علوم ارتباطات و توسعه از تحولات مفهوم توسعه و دگرگونی معیارهای آن در عصر اطلاعات سخن به میان میآورد و از کنار تحولات خاورمیانه زیر سایه تکنولوژی های جدید نیز بی توجه نمیگذرد.
یکی از مهمترین موانع توسعه نیافتگی در فضای مجازی را اینجا و از زبان هادی خانیکی بخوانید...
خبر منتشر می شود :"شبکه اینترنت ملی از ابتدای خرداد سال جاری به شکل گسترده جایگزین شبکه جهانی اینترنت خواهد شد."خبردر کمتر از چند ساعت به تارو پودهای فضای مجازی رخنه می کند.
Facebook و Buzzمحفلی می شوند برای تحلیل این رویداد.گویی اذهان آمده است تا وقایع تلخ را بشنود،باور کند و تحلیل کند.
سایت های خبری هم به روال همیشگی با جدیت تمام به Copy paste پرداختند و همین روال به برخی روزنامه های روز 15فروردین نیز کشیده شد .دروغ راه خود را به محافل خبری باز کرد و رسانه ای سعی نکرد تا منبع را بیابد و صحت و سقم آن را بیازماید. تا اینکه روز جای خود را به شب داد .خبر تکذیب و دروغ سیزده بر ملا شد؛ دروغی که راه چندانی تا پذیرفته شدن نداشت.
اینجا بودکه تفاوتی میان خبرنگار و مخاطب عادی وجود نداشت همه یک چیز را تکرار کردند تا اینکه منبع اولیه انتشار دروغ عذرخواهی کرد و آن زمان پی بردند که روز خود را بر سر تحلیل چه مسئله ای سپری کرده اند .
در همان زمان که رسانه ها و شبکه های اجتماعی محفلی برای تحلیل چون و چرای این خبر بود وزارتخانه در تب و تاب عید دیدنی نخستین روز بعد از تعطیلات بود و واکنش چندانی به خبری که به نقل از وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات نقل می شد نداد.
اگر از کم کاری رسانه ها و سایت های خبری که صرفا خبری را copy paste کردند بگذریم و از بی خیالی وزارتخانه هم چشم بپوشیم یک راس دیگر مثلث باقی می ماند که شاید مهم ترهم باشد ؛مخاطب.
مخاطب امروز ایرانی این روزها آماده شنیدن هر خبری هست.پایان اینترنت برای شنونده ایرانی اگر چه هولناک است اما دور از ذهن نیست .مخاطب ایرانی بستر را برای هر فاجعه ای آماده می بیند و حتی شاید خوب با آن کنار بیاید...
کارم همین شده می نویسم و سرنگون میکنم...
از آنجا که در برنامه پنجم توسعه که اخیرا به دولت ابلاغ شده قرار بر این بود تا تعداد وزارتخانه های کشور از ۲۱ وزارتخانه به ۱۷ وزارتخانه تبدیل شود و ۴ وزارتخانه حذف شوند حالا وزارت جدیدی قرار است از راه برسد...وزارت ورزش و جوانان!!!!
رئیس سازمان صداوسیما در نامهای به دبیرکل سازمان ملل متحد، توقف پخش شبکههای ماهوارهای ایرانی العالم و سحر را «نقض اصول جامعه جهانی اطلاعاتی» خواند.
عزتالله ضرغامی که این نامه را توسط محمد خزاعی، نمایندگی دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد به آقای بان کی مون رسانده است، از او درخواست کرد تا با اقداماتی به «تبعیض در دسترسی به تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات» پایان دهد."ادامه"
ایران که تاکنون به هیچ تلویزیون فارسی زبان خارجی اجازه فعالیت خبرنگار در ایران نداده است و به نوعی از سردمداران ارسال پارازیت بر کانال های ماهواره ای است و حتی رسانه ماهواره را دشمن خونی خود می داند حالا از سازمان ملل متحد می خواهد که دیگر کشورها با پارازیت انداختن بر کانال العالم در دسترسی به تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات تبعیض نیندازند!!!
ما عادت داریم که از دیگران انتظار انجام کاری را داشته باشیم که غالبا خودمان از عمل به آن درمانده ایم. این مقوله هم در همه سطوح دیده می شود چه در سطوح بالایی جامعه و چه در سطوح پایینی جامعه. چه مادری که از فرزندش می خواهد دروغ نگوید و خودش روزی صد بار دروغ می گوید چه مدیری که خودش به وظیفه اش انجام نمی دهد ولی کارمندانش را مواخذه می کند چه سیاستمدارانی که خودشان از عمل به سیاست هایشان عاجزند ولی از دیگران می خواهند که به آنها عمل کنندو...
انتظارات بی جا و نامعقول عجیب بر همه چیز سایه انداخته ...
هر یلدا حافظی و فالی و...فال یلدای 89 ما هم این بود :
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم
عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است
کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم
چنذ ماهی است که ویکی لیکس توانسته با نشانه گیری بر اسناد محرمانه و انتشار این اسناد خود را مطرح کند و نشان دهد که هنوز انتشار اسناد محرمانه حتی در کشورهای لیبرال هم می تواند دولت ها را به زانو در بیاورد..اما در این میان چند دیدگاه و نکته وجود دارد که هنوز من توجیه نشدم...
۱)دولت امریکا بارها از دست اندر کاران ویکی لیکس خواسته تا انتشار اسناد را متوقف کنند و این در حالیست که از همان روزهای ابتدایی امریکا می توانست سایت ویکی لیکس را هک کند
۲)آیا واقعا مدارای دولت آمریکا با ویکی لیکس ناشی از تعهد این کشور به منشور جریان آزاد اطلاعات است؟
۳)برخی معتقدند که این اسناد توسط دولت آمریکا در اختیار ویکی لیکس قرار داده شده است تا در این بازی هم ویکی لیکس برای انتشار اسنادی که در آینده و به نفع دولت آمریکا منتشر خواهند شد شناخته شود.
۴)عده ای هم می گویند این اسناد را مخالفان جرج بوش برای سیاه جلوه دادن کارنامه عملکرد وی ارائه دادند چرا که اسنادی که تاکنون از سایت افشاگرانه ویکی لیکس منتشر شده به دوران ریاست جمهوری او اختصاص دارد.
۵) دیدگاه دیگر هم می تواند این باشد که مدارای آمریکا با این سایت برای جلب افکار عمومی است تا نشان دهد که آزادی و جریان آزاد اطلاعات اصلی است که دولت امریکا همچنان به آن پای بند است.
۶)گمان دیگر ویکی لیکس را بستری برای جاسوسی شبکه ای می داند که اطلاعات را به صورت مجانی در اختیار غربی ها قرار می دهد
و...
با وجود همه این احتمالات و بدون توجه به بازی پشت پرده این ماجرا من معتقدم وجود شبکه ای که در آن افراد بدون نام بتوانند اسناد مربوط به دخل و تصرف دولت ها و شرکت ها را افشا کنند خالی از منفعت برای عموم نیست!
من و تو "زودتر از آنچه گمان می رفت توانست در میان خانواده ها جا باز کند.شبکه ی که تنوع بیشتری در میان دیگر شبکه های فارسی زبان ماهواره ای دارد و در عین حال مکمل آنهاست.حالا دیگر سبد شبکه های فارسی زبان ماهواره ای خانه ها جور است بی بی سی خبر می گوید و فارسی وان سریال پخش می کند پی ام سی و امثالهم هم که از مدت ها پیش خلائی برای پخش ترانه های فارسی زبان باقی نگذاشته بودند و در این میان من و تو هم آمده تا با نقطه طلایی خود یعنی آکادمی گوگوش به برنامه های فارسی زبان رونق بیشتری ببخشد.
اما همه برنامه های شبکه من و تو که متعلق به شرکت تلویزیونی مرجان است و از شهر لندن پخش می شود به آکادمی گوگوش ختم نمی شود من و تو مستندات و مسابقات جالب توجهی هم دارد کافیسیت تا مسابقه آشپزی من و تو را با صدا و سیما مقایسه کنیم تا بفهمیم که میان ماه من تا ماه گردون چند آسمان فاصله است.زمانی که بی بی سی فارسی شیوه جدید پخش اخبار با فضای صمیمانه میان مجریان برنامه را پیاده کرد صدا و سیما سعی کرد تا با تقلیدی کاملا غیر حرفه ای این شیوه را در برنامه های خبری داخلی هم پیاده سازی کند مجله خبری ساعت 19شبکه اول، پایلوت این شیوه شد شیوه ای که در آن مجریان در فضایی کاملا سرد و رسمی صرفا سعی میکنند تا همدیگر را با نام کوچک خطاب کنند و هر از گاهی از فضای رسمی خود کمی فاصله بگیرند اما من وتو شیوه جدیدی هم در ارائه خبرها به وجود آورد بخش اتاق خبر یکی از بخش های این شبکه است که متفاوت با بی بی سی ولی با شیوه جدیدی به ارائه اخبار می پردازد.
هنوز یکماه از راه اندازی شبکه ای که مالکیت آن به گوگوش و دوستانش نسبت داده شده نمی گذرد شبکه ای که تبلیغات بازرگانی در آن جایی ندارد، مخاطبانش عام هستند ولی محتوایش به ظاهر زرد نیست.
یکماه زمان زیادی برای جذب مخاطب نیست به نظر می رسد که من و تو می تواند در دل مخاطب ایرانی بیش از این جا باز کند...